Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 21 خرداد ماه سال 1382

سلام برو بچ  چطور مطورین؟
خوش میگذره؟ قول داده بودم امروز یه خاطره از فریبا بنویسم این خاطره از همه ی خاطراتی که باهاش داشتیم جالب تره چون بلاخره تو مدرسه تابلو شد جزییاتش رو تو دفتر خاطراتم نداشتم والا زودتر مینوشتم تا اینکه دیروز رفتم سراغ یه سری از این برگه های قدیمی که با دوستام نامه نگاری کرده بودیم و اینا یهو دیدم ته اون دفتری که نامه ها لاش بود یه چیزایی نوشتم که خوندم و دیدم خاطره ی اون روز هست که روز تولدم هم بود یعنی تقریبا آخرای سال
حالا از اون قسمتی که مربوط به فریبا میشه رو براتون میتایپم

اون روز پریسا دوربین (عکاسی)آورده بود سر زنگ هندسه هم که ماشاالله کلاس نداشتیم وحشی خونه بود هر کس یه کاری میکرد چون فریبا گفته بود درس بخونید امتحان بگیرم هر کس یه جوری غر میزد با آیدا یه نگاه به بخش تکمیلی کردیم و یه روخونی کردیم که یه دفعه یاد دوربین افتادیم با آیدا یه نگاه موذیانه به هم کردیم و دوربین رو از پریسا گرفتیم آیدا ته میز نشسته بود من سر میز فهیمه اینا هم که از صبح رفته بودن برای این آخوند ماخوندا سرود بخونن برگشته بود و داشت چادر رو تا میکرد که بزاره تو کیفش دوربین رو آیدا گرفت از اون ور نوشین رفت ماموریت همیشگیش رو انجام بده یعنی شر وور بپرسه پریسا هم گفت زود بنداز و از اون ور بنده هم به تحریکاتم ادامه میدادم یه دفعه آیدا دستش رو گذاشت رو دکمه و یه فلاش پر نور زد یه آن جا خوردم اما بعدش دیدم یه سیاهی داره میاد طرفمون عین فشنگ آیدا دوربین رو گذاشت تو جامیزی (اینجا چلمن بازی در آورد خفن)حالا خانوم خانوما اومده فهیمه رو از میز کشیده بیرون میگه بده دوربین رو بده حالا اونم هی میگه دوربین کجا بود میگه دروغ نگو خودم دیدم گذاشتی تو کیفت!!!! فهیمه هم کیف رو گذاشت جلوش حالا اونم هی میگرده و فهیمه بهش میخنده وقتی دوربی رو ندید چادر رو که زیر دست فهیمه بود و نصفه تا شده بود رو گرفته تکون میده که یه وقت لای تاهای چادر نباشه یهو منو که دید انگار فهمید یه میز جلو اشتباهی واستادهاومد گفت دوربین کو در کمال پررویی و خونسردی از میز اومدم بیرون گفتم خودت پیدا کن دستش رو برد زیر جامیز که یهو دوربین گروپ افتاد و در جا باطریش شکست پریسا که دو تا میز جلو بود و نمیدید دوربین چی شده یهو رنگش شد مثل آلبالو و داد زد دوربین رو شکستی .... (البته زیادم بد نبودا اما دیگه باید یه جورایی حرمت این معلمان همیشه در صحنه رو هم نگه داشت)حالا اونم به شدت هیجان زده و دستپاچه شده بود و دوربین رو برداشت و رفت سر میزش که پریسا رفت که دوربین رو بگیره که راه افتاد رفت بیرون منم دیدم نه انگار قاط زده باطریها رو برداشتم از روی زمین و دنبالش از کلاس رفتم بیرون و رسیدم بهش و از اونجایی که در برابر من جوجه ای بیش نبود شونه هاش رو گرفتم و گفتم خودت رو ضایع نکن برگرد ولی فریبا جون به نصیحت این پیر گوش نکرد و میگم چی شد به هر صورت من گرفته بودمش و نمیتونست راه بره هی خودش رو میکشید و منم یهو ولش کردم و یهو تعادلش بهم خورد و یه سکندری خورد و شروع کرد به دویدن حالا من بدو فریبا بدو انگار میخواستم بخورمش هی من میدویدم هی اون آیدا هم دنبال ما همین که بهش رسیدم پرید تو دفتر
جلوی خانم هراتی(ناظم دومی ها بود یعنی ما) دوربین رو پرت کرد رو میز و یهو آیدا رو نشون داد وگفت تقصیر این نیستا همش تقصیر اینه و منو نشون داد خانم هراتی گفت چی شده حالا نه گذاشت نه برداشت گفت منو کتک میزنه (یهنی هاله فریبا رو کتک میزنه ) خانم هراتی یهو برگشت بهش گفت ساکت باش ببینم برای خودت هی حرف میزنی و بعد به من گفت هاله چی شده باز (دیگه آدم محبوب ناظم مدرسه باشه اونم بدون پاچه خواری کلی حرفه ها) منم گفتم من نمیدونم خانم خودشون یهو عصبی شدن (خوب اگه بعضی مواقع اینجوری نباشی که میمیری)یهو فریبا با دستپاچگی و بغض و عصبانیت انگار که داشت هق هق میکرد گفت عکس خانم هراتی عکس انداختن از من و با یه حالت متعجب و هیجان زده گفت عکس از من و یهو آروم شد و تند و با عجله گفت عکسش رو بدین به خودم ها
هراتی گفت انداختن که انداختن چی شده حالا میترسی از عکست سواستفاده ..... کنن مدرسه رو گذاشتی سرت برو سر کلاس بدو ببینم برای چی کلاس ۲/۲ رو تنها گذاشتی مگه نمیدونی چیکار میکنن برو ببینم
وقتی از دفتر رفت بیرون هراتی یه نگاهی کرد به ما و یه نگاهی هم به دوربین بعد گفت دوربین رو ببرید اینم خله ها (حالا فکر نکنین هراتی مثلا یه دختر جوونی چیزی بودا نه اتفاقا هم سنش خیلی بالا بود و هم خیلی سخت گیر ولی در رابطه با فریبا کاری به کارمون نداشت و به منم میگفت اینقدر سر به سر این نذار بابا بذار سوالا رو بهتون بده )
به هر صورت منو آیدا با دوربین رفتیم بالا همین که ما رفتیم تو کلاس من یه نگاه بهش کردم و بعد هم گفتم به حرف من گوش نکن تا باز ضایع بشی (دختره ی ابله میگه هاله منو کتک میزنه واه واه من کی تو رو زدم آخه شاسکول )خلاصه سر کلاس اومد امتحان بگیره که همه برگه رو گرفتن و مشغول حرف زدن با هم شدن و امتحان هم ندادیم خلاصه که خیلی روز خوبی بود ولی حیف حیف که اون حلقه فیلم سوخت و الا عکسش رو میزاشتم قیافش رو ببینین (البته من الان خیلی عذاب وجدان دارم خیلی بیچاره رو اذیت کردیم ۳ تا کلاس داشت تو کلاس ما که میومد روانی میشد و کلاسای دیگه هم ازش راضی نبودن اما از ما کمتر اذیتش میکردن یه بار رفته بود توی اون یکی کلاسه که بچه هاش همه آروم از آب در اومده بودن گفته بود آره شما خوبید ۲/۲و ۱/۲بدن منو اذیت میکنن )
گفتم قیافش یه چیز بگم ازش این خانوم خانوما خونشون شهرک غرب بود و هر روز که منتظر ماشین وایمیستاد تابره با معلم زیستمون که اونم خونشون اون طرفا بود میرفتن اما بعد یه مدت انگار معلم زیسته فهمیده بود خیلی تابلو میشه باهاش نمیرفت دیگه و اون خودش میرفت یه بار زنگ خورد و رفتیم بیرون سر همت منتظر ماشین بود که یهو یه پژو ایستاد یه کم جلوتر نمیدونم حالا از احمق بودنش بود که میخواست جلوی مدرسه اتو بزنه یا فکر کرده بود آقاهه آقای تاکسی هستند بدو رفت در ماشین رو باز کرد و همین که راننده برگشت و قیافش رو دید جاتون خالی همونجوری که در ماشین باز بود گاز داد در رفت (بیچاره زشت نبود اما یه جوری گاگول بود) خلاصه اینم از این خاطره
خوب قرار بود بهتون شیرینی بدم آقا اصلا یه مهمونی کوچیک چطوره :   
خوب اینم از مهمونی ببینید برام کادو آوردن شما هم کادو یادتون نره ها
خوب حالا یه خبر خوش برای اکثریتتون :
از اونجایی که جناب آقای علی سیاه خان در راستای درس و مرس و از این حرفها تصمیم گرفتن وبلاگشون رو دیر به دیر آپدیت کنن منم دیدم که دارم عقب میمونم و تازه من باید بیشتر درس بخونم چون باید از خری به اسم کنکور بگذرم (که احتمالا نتونم) اما باز هم برای اینکه از این جناب کم نیارم تا بعد از کنکور دانشگاه آزاد هفته ای یه بار آپدیت میکنم
راستی من دارم کم میارم چه جوری هر شب بشینم این همه پیام جواب بدم بابا من هم جوونم هم پول ندارم از کجا بیارم آخه اکانت بخرم هر چقدرم دوست خشنگم برام بیاره باز هم کمه آخه اما شما نظر بدین و اصلا هم دلتون برای من نسوزه ها  
در ضمن با اینکه خیلی حرفیدم اما اینم میگم و میرم من دلم میخواد همیشه اینجا از این چرت و پرتا بنویسم کسی اگه حرفی داره بیاد بگه (تا حالش رو بگیرم) .
خوب دیگه قربون همتون .
خوش باشید. بوس بوس