شنبه 28 تیر ماه سال 1382


به سلام  
 دوست جونای خودم میبینم که دارم تند تند آپدیت میکنم و شماها تعجبیدین بابا تعجب نداره که!!! من خودم یه زمانی اینکاره بودمو هرروز آپدیت میکردم بهد به دلایل کنکور و این بساطا کردم یه روز در میون بهد دیدم فایده نداره شد ۲ روز در میون بهد هم کم کم شد هفته ای یه بار حالا فعلا تند تند آپدیت میکنم که بعد که نتیجه ی کنکور اومد حسرت نخورم که چرا از بیکاریم استفاده نکردم تا یه سال دیگه بشینم بدرسم (خدا نکنه زبونم رو گاز بگیرم ایشالله که همون مهندسی پزشکی رو قبول شم من به همونم قانعم دیگه کم کم مهندسی آی تی دیگه)
 

Figure SkateChefBeach Bear

Martial ArtsGardening Bear

  راستی آهنگم قشن شده؟؟؟
خوب اولندش که امروز مامانم ومریم با هم رفتن بازار اون وقت هانا رو انداختن گردن من و رفتن من موندم و هانا خلاصه که با عرض معذرت یه دهنی از من سرویس کرده این خانوم خانوما امروز نه میخوابه نه آروم میشینه فقط بازی میکنه هی اذیت میکنه هی میگه بیا با من بازی کن کلافم کرد آخرش وصل شدم به نت و هانا رو نشوندم رو پام جلوی کامپیوتر و به یه پی ام دادم به احسان جان و اونم لطفید با هانا حرفید حالا هانا آروم شده زل زده به سیستم طفلی فکر کرده بود سیستم میحرفه صداش در نمیومد بهد هم یه کم با عسل چت کرده خانوم خانوما و دور از چشم من به عسل قول داده که بشه زن خواهرزاده ی عسل نگاه کنا دوره زمونه رو وای وای دختره ی خیره سر واه واه نکرد از من که بزرگترشم اجازه بگیره (البته چون نمیتونه حرف بزنه همه ی اینا رو به زبون خودش قول داده انگاری !!) آره دیگه عکسش رو هم هر کی میخواد ببینه بره وبلاگ حمید

اینجا

البته من یکی که هیچ ادعایی در مورد خونشلیش ندارم چون اصلا به ماها نرفته که خونشل بشه ولی در گوگوری مگوری شامباس گامبالی بودنش هیچ شکی نیست وای چقدر این بچه با نمک دوست داشتنیه خدا نصیب همتون یکی یه دونه هانا بکنه که بفهمین من چی میکشم از دست این بچه

دیگه هیجانات داییانه خودش رو نتونسته کنترل کنه عکس هانا رو که گذاشته هیچی عکس خودش!!!هم گذاشته و فکر کرده خیلی گوگولیه .
اینا هانا هستن


دوستای گوگوری مگوریم  من چند روز پیشا داشتم ولگردی(همون وبگردی شماها) میکردم زدم وبلاگای اپدیت شده بلاگ اسکای رو باز کردم و بلاگا رو باز کردم تو اینا یه وبلاگ بود که من تقریبا ۳ ساعت با تند خونی هر چه تمامتر داشتم میخوندمش تا تموم شد تو این وبلاگ خاطرات یه دختر فراریه که علت فرارش و اینا رو توضیح داده از آوارگیش گفته و ... خیلی ناراحت شدم اما از شخصیت این دختر که اسمش مونا هست خیلی خوشم اومد بهتون توصیه میکنم این وبلاگ رو بخونین

ایناهاش
خیلی غصه انگیز ناکه یه دختر۱۹ ساله که ۳ ساله از خونه دوره!!! البته تو نوشته های آخرش من نارضایتی ندیدم حالا شماها هم اگه وقت و حال و حوصله دارین برید بخونید
.
خوب اینم از این
 راستی این کارتایی که سری قبل گذاشته بودم چطور بود خوشتون اومد از این به بهد عکس و مکس و از این تریپا اینجا زیاد میبینید(همه با هم : وای خدا به دادمون برسه. هاله:) در مورد تفاهم مامانم اینا بابا باهوشا من برای اینکه هیجانش رو زیاد کنم کمرنگش کردم که مجبور شید هایلایتش کنید یه سریها ندیده بودن
.
حمیده جونم
درست فهمیدیا من و تو دوستای قدیمی هستیما که از اون اول اولا همدیگرو میشناختیم و به هم سر میزدیم

راستی اونایی که میان اینجا نظر میدن میگم کدوماتون مثل من و حمیده جونم متفلد اردیبهشت هستین یه ندایی بدین ببینم میتونم یه بساطی براتون جور کنم یا نه
!!!
خوب قربون همتون برم من راستی ابتکار زدم این دوستتون دارم خونشلا آخر همه ی متنام میاد
خوب میرسیم به چند تا کارت که اگه روشون کلیک کنین میتونین مستقیم بفرستین واسه دوست جوناتون

Happy Birthday !A B'Day Fulla 'Happies' !B'day Forecast For U !
این واسه اونایی که تفلدشونه
A Love Horoscope For You !Me Likes U So Much !It's A Treat Being With U !

این واسه اونایی که میدوستیمشون

U R A Big Hit !Daddy Cool !I'll Always Be Your Li'l Girl !

اینم واسه ی مامان باباهای مهربون بوس بوسی
خوب همتون رو به مامانای خوشگلتون میسپارم تا بعد

راستی اگه بتونم شب میام بهتون سر میزنم