خیلی بده ندونی جات کجاس؟
این حالتی که من دارم دقیقا همینه وقتی تهرانم فکرم کرمانه وقتی کرمانم هم همش به فکر تهرانم و اینکه اینجا چه خبره!
وقتی جایی هستم که احساس میکنم جام اونجا نیست باید برم جای دیگه که به ثبات برسم و الان یه حالتی دارم که انگار هیچ وقت ثبات ندارم نمیدونم میتونم منظورمو برسونم با نه اما خوب میگم شاید یکی فهمید!
نمیدونم باید کجا باشم و جای اصلیم کجاست یکی کمک کنه منم بفهمم!
فردا باید برگردم بعد ?? روز یه کم زور داره برگشتن .دوباره مستقل شدن دوباره همه ی مسولیتها گردن خودم بودن دوباره تنهایی و دوباره شبا ساعت ? خوابیدن غذای مسخره ی سلف بچه های مزخرف پانسیون دعواهاشون سر استفاده از تلفن کارتی ...
اما خوب یه خوبیایی هم داره که از این بدیا میشه صرف نظر کرد :)
امسال کمی تا قسمتی بی تربیت شدم و تو گذاشتن لقب برای استادا همکاری میکنم آخه واقعا یکی دوتاشون لج در بیارن مثلا همین بولداگ استاد فیزیکمون همش منو سر کلاس تهدید میکنه و میگه خیلی شولوغی!!و مواظب خودت باش!
یه سوال فیزیکی ما که با این استاد به نتیجه نرسیدیم ببینم کسی میفهمه یا نه آخه استاد ما میگه اگه به یه جسمی نیرو وارد شه و اون نیرو از نیروی اصطکاک کمتر باشه اون جسم در خلاف جهت به حرکت در میاد اونم به کمک اصطکاک! ما که نفهمیدیم چی شد که نیروی اصطکاک که یه زمانی نیروی بازدارنده بود جدیدا چرا انقدر شیطنت میکنه!!!
بعدا میگن چرا بهش میگید بولداگ خوب دکترای فیزیک اتمی اگه اینو ندونه خوب بولداگه دیگه!
تا حالا هیچ استادی رو ندیده بودم که انقدر با بهت و حیرت حضور غیاب کنه نمیدونم چرا این بشر موقع حضور غیاب جوری نگاه میکنه که انگار یه موجود عجیبو بعد چند وقت دیده!!!
ارکات تو کامپیوتر ما انگار مرده بهتر خیلی خز بازی شده بود!(لات شدم؟!!!)
راستی از همتون معذرت که نمیتونم براتون کامنت بزارم حالا که من از تنبلی در اومدم نمیدونم چرا کامپیوتر مشکل پیدا کرده و پنجره ی جدید به بدبختی باز میکنه!:(
راستی اونی که کامنت خالی میزاری آخه قربونت برم من ?? کامنتو پدرم در میاد پاک کنم مگه مرض داری؟
یه جورایی بی حوصلم برای همین زدم تو خط چرت و پرت گویی نمیدونم چه مرگمه بازم نزدیک رفتنه آخه...



