سه شنبه 1 دی ماه سال 1383


نخیر منو جو نگرفته حدودا سه ماهی میشه که از جو این آلبوم خارج شدم اما خوب یه جورایی حس الانمو میتونم باهاش نشون بدم بدجور کلافه هستم یه جورایی درگیریه حسی بدی با خودم پیدا کردم حال و حوصله ی اپدیتم اصلا نداشتم و تموم هم و غم خودمو این چند وقته روی چیزی گذاشتم که فکر کنم هیچ فایده ای هم نداشته برام خسته شدم . میدونم خیلیاتون نمیفهمید اصلا منظورم چیه اما خوب نمیتونم حرفمو واضح تر بگم چون اون وقت همه ی حسو حالم رو میشه!
بعدشم دیگه خر بیار باقالی بار کن!
دلم میخواد بردارم اینجا هر چی فحش بلدم به یه آدم که البته نمیشه بهش گفت به یه گاوی بدم که چند وقته بدجور رو اعصاب من راه رفته و همه جوره هر توهینی رو بهم کرده و من فقط به خاطر یه نفر همه ی حرفاشو تحمل کردم .میدونم به احتمال زیاد خیلی از چیزایی که ازم فهمیده و با همونا منو اذیت کرده همین نوشته های وبلاگمه برای همین بهش میگم که فکر نمیکنم شاهکار کرده باشی که احساس منو فهمیده باشی گاو عزیز

شب یلدای خوبی رو بگذرونین همتون

 ببینم جوجه هاتونو شمردین؟پاییز تموم شد!