خودش تایپ میکنه Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 19 تیر ماه سال 1385

خوب این همه از اول ترم از آنالیز نالیدم امروز نمرشو گرفتم
البته 15.5 هم نمره ی بسیار خوبیست و من هم از این بابت بسیار خرسند شدمفقط موندم گسسته ای که برای 20 خونده بودم چرا 10.5 شدم!!! اینم البته از نامردیه استاده که قرار بود امتحان تستی بگیره و سر امتحان به همه یه سوور زدو برگه ی سوالات تشریحی رو گذاشت جلومون! ضمنا مجبور شدم قرآن رو دوباره حذف کنم ترم دیگه میشه بار سوم که قرآن میگیرم!
-------------------------------------------------------------------------------------------------
خدمت اونایی که سوال میکنن عرض کنم که هانا خیلی بزرگ شده و خیلی شیطووون از دیوار راست میره بالا و خون همه رو یه جوورایی کرده تو شیشه اما قربونش برم من انقدر بامزه و با نمکه که همه شیطونیاشو تحمل میکنن. الانم سه سال و پنج ماهشه و از دو سالگیم به علت شیطنت بیش از حد به طور مرتب میره مهدکودک که مامانش یه نصف روز آرامش اعصاب(نداشته) داشته باشه!!!

 

یکشنبه 18 تیر ماه سال 1385
اینجا کسی میدونه چه جوری یه روزنامه میتونه بهتر و بیشتر آگهی جذب کنه؟ ( به جز روشهای معمولیه تخفیف و ضمیمه و اینا؟...) این روزا انقدر هایده گوش دادم که احساس دیوونگی بهم دست داده واللا نمیدونستم انقدر استعداد دارم که همه ی آهنگای این بشرو بتونم با شرایط خودم وفق بدم. بهتره یه کم از این رشته ی لعنتی دفاع کنم که کسی نیاد منو بزنه! اولا که من میدونم رشته ی برق رشته ی خیلی خیلی سختیه اما لطف کنید یه کم به گذشته و درس ریاضی فکر کنید همتون یه جوری از شرش راحت شدید و حالا اگه خیلی ریاضی داشته باشید ۲۰ واحده و حداقلم آخرش یه مهندس بهتون میگن تا کمتر یه جاییتون بسوزه. اما بدبختایی مثل بنده که مجبورن تا آخر دوره ی دانشگاه فقط و فقط ریاضی بخونن و شبا خواب مثلثات و انتگرال و هزار جور کووفت و زهرمار میینن و درس آمارشون در حد بچه های خود آماره حق ندارن آمار بیفتن و اللا مسخره میشن که بچه های برق آمار میگیرن که معدلاشون بره بالا و .... ما هم با این درسای آبدووغ خیاری مثل آنالیز و سریهای زمانی و گسسته و توابع و جبر خطی و ...بریم حال کنیم بیخیال به نظر من یکی از سخت ترین مزخرفترین و بی سرانجام ترین رشته های دانشگاهی تو مملکت ما ریاضیه والسلام.
پنجشنبه 15 تیر ماه سال 1385

زندگی که نصف بیشترشو از خونوادت دوری! زندگی که مجبوری یه رشته ای که حالت ازش به هم میخوره رو بخونی زندگی که نمره ی افتضاح آمارتو میزنن جایی که عالم و آدم! ببینن و زندگی که دورو وریات انقدر بدبختی و بیچارگی داشته باشن که مشکلات خودت پیششون هیچی نباشه چه فایده ای داره آخه؟؟؟؟

آخ آخ عجب امتحان آمار افتضاحی دادم دقیقا از سر جلسه میدونستم دارم چه گندی میزنم و به خاطر همینم واسه استاد! نامه نوشتم که منو با ۹ بنداز!(بدبختیه درسای چهار واحدی!).از اول ترمم که استرس آنالیز داشت خفم میکرد و قبل امتحانم تصمیم گرفته بودم حذفش کنم که باز منصرف شدم و از اونجایی که خیلی خوش شانسم! دو تا قضیه ای که نخونده بودم و نوشته بودمو از قضا یکیشونم سوال امتحان بود مراقبمون دید و حالا از اون اصرار و از من انکار آخرشم خیلی بهم لطف کرد که صورتجلسه نکرد (نتیجه ی محبوبیت) البته بعدشم که جامو عوض کرد داشتم با بغل دستیم حرف میزدم دید و اومد بهم گفت خیلی پررویی هاله!!!! خلاصه که بدک نشد جاتون خالی آخر برگمم برای استاد نوشتم که خانوم ... بهم استرس وارد کردو اگه قروقاطی نوشتم تقصیر اونه :دی اگه من ترم دیگه بیشتر از ۱۶ واحد برداشتم بهم بگید خرررررررررررررر

سه شنبه 13 تیر ماه سال 1385
تمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوووووووووووووووووووم شددددددددددددددددددددددددددددددددددد