کم کم دارم به هوش خودم شک میکنم شایدم دارم به اعصابم شک میکنم نمیدونم یه مشکل بزرگ پیدا کردم اونم اینه که سر جلسه ی امتحان همه چی از یادم میره :) خیلی وحشتناکه وقتی یه قضیه رو ده بار کامل اثبات کردی و خوب یاد گرفتی وقتی تو امتحان میاد عین بز زل بزنی به برگه! نمیدونم مشکل چیه و از کجاست شماها بهم بگید چون دیگه کم کم حالم داره به هم میخوره از اینکه یه درسی رو این همه بخونم و بعدم برم سر جلسه و همه ی سوالات رو حداقل 2 بار حل کرده باشم و باز عین خر تو گل بمونم دلم میخواد این کله ی مبارک رو خیلی شیک بکوبم به دیوار چون اصلا حوصله ی خودمو ندارم که انقدر خنگم همه ی 10 تا سوال رو تا نصفه هاشون حل کردم و مشکلم استاده که فقط جواب آخر و میخواد!!! کاش استادم اینجا رو میخوند و من بهش میگفتم چه زجری سر این درس بی صاحاب کشیدم همچین روضه ای براش میخوندم که خودش دلش برام بسوزه آخه من نمیدونم این شانس خوشگل رو دیگه از کجا آوردم دم این امتحان به این مهمی وسط تابستون چرا من باید سرما بخورم؟ گیری افتادم از دست خودم کاش حداقل درسام حفظ کردنی بود ریاضی رو دوست دارم اما نه وقتایی که همچین بلایی سرم میاره این جور موقع ها یاد امتحانای عمومی میفتم که با روخونی 1 ساعته از کل کتاب میرم و نمره های بالا میگیرم البته اگه تستی نباشه!!! همه کارام برعکس آدمیزاده :)) حال خودم رو خواهم گرفت به زودی خوب دیگه بسه خیلی خودمو دعوا کردم فدای سرم این دیگه چه وضعشه هر صفحه ای رو میزنی فیلتره ای بابا دیگه بلاگ رولینگ چرا فیلتره نکنه چون هات بلاگ رولینگ داره؟؟ :دی خدایی نمیدونم کار کدوم احمقیه که دستور فیلتر کردن سایتا رو میده اما هی کی هست خیلی الاغه

|