معنی معجزه بودی توی بحران علاقه ....

اردیبهشت امسال اصلا بوی اردیبهشت نمیده بیشتر از اینکه اردیبهشت باشه مث روزای گرم و خسته کننده ی مرداد میمونه و منم که از گرما متنفر و فراری نمیدونم چه خاکی به سرم کنم! خیر سرش دیروز اینجا یه بارونی اومد که هر قطرش اندازه ی مشت دست آدم بود تالاپی میوفتاد رو سرت که از قدم زدن زیر بارون پشیمونت میکرد بعدشم یه باد و طوفان مزخرفی که ... اصلن ولش کن بی خیال هواشناسی... این دختره اینجا یه آهنگی گذاشته که  خیالو پر میده به اونطرفا نه دیگه اونقدرم دور! همینجااا یکم دورتر ... دوست دارم سرمو به دیوار بکوبم از دست خودم و خودش و خودت .....

۵ شنبه با حمیدرضا و نسرین رفتیم دنبال آرایشگاه و لباس عروس و این چیزای ذوق مرگ کن! نمیدونم چرا انقد نسبت به این چیزا هیچ حس و عکس العملی ندارم بیچاره نسرین با چه امام زاده ی محترمه ای تشریف برده بود لباس عروس بخره ....

اصولا جماعت ترک اکثریتشون فک کنم یه رگی دارن که اینجا بهش میگیم رگ ترکی که ازون بچه ی قنداقیشون این رگه رو داره تا اون پیر ۹۰ ساله ما که تا حالا هرچی دیدیم اینجوری بوده بارزترین ترک ترکی که دوروورمه هانا خانومه! به خدا این رگش وقتی میگیره دیگه واقعا ترک میشه نمیشه جمش کرد یه حرکاتی میکنه که اووووفففف واقعا بچه ۵ ساله و این حرفاااا بعیده عزیز جان بعیده ....

واااای یه توصیه ی موسیقیایی به همه! آلبوم هیس رضا یزدانی رو ختما بگوشین اگه تا حالا این افتخار نصیبتون نشده هر چند به پای آلبوم یکی بود یکی نبودشو اون آهنگ کافه نادریش نمیرسه اما در نوع خودش شاهکاره ...